تبیین شفافیتّ ساختار فضایی معماری ایران در دورۀ صفویه (مطالعه موردی: کوشک هشت بهشت و مسجد امام اصفهان)

, ,
عنوان مقاله:
تبیین شفافیتّ ساختار فضایی معماری ایران در دورۀ صفویه (مطالعه موردی: کوشک هشت بهشت و مسجد امام اصفهان)
نویسنده(گان):
علی دری

غلامرضا طلیسچی (نویسنده مسئول)

تاریخ انتشار:
دوره ۷ ، شماره ۲۷ ، بهار ۱۳۹۶
نشریه:
مطالعات شهر ایرانی اسلامی / شماره صفحه مقاله: ۵۰-۴۱
کلمات کلیدی:
تاریخی ؛ ساختار فضایی ؛ شفافیت ؛ معماری ایرانی
لینک مقاله:
https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=299677
چکیده:
فضا، یکی از مفاهیم اساسی معماری است که توسط کالبد محدود و در رابطه ای ادراکی بین فرد ادراک کننده و کالبد ادراک شونده محسوس می شود. در آثار معماری، ترکیب فضاها، ساختار فضایی را شکل می دهند که متشکل از روابط و کنش های درونی فضاهاست. ساختار فضایی، کیفیات ادراکی ویژه ای را سبب می شود که نقش بنیادی در تجربه و فهم اثر معماری دارد. یکی از کیفیاتی که در ساختار فضایی معماری ایرانی ظهور یافته، شفافیت است که در دوره اعتلای معماری ایران، یعنی دوران صفوی، ظهور و بروز شایانی داشته است. هدف تحقیق حاضر، تبیین و دسته بندی شفافیت در ساختار فضایی معماری ایران، با عطف توجه به معماری دوران صفوی است. برای بررسی این موضوع، بناهای این دوران با توجه به ساختار فضایی آنها، به دو گونه برون گرا و درون گرا تقسیم شدند. از نمونه های گونه برون گرا، کوشک هشت بهشت اصفهان، و از گونه درون گرا، مسجد امام اصفهان انتخاب شدند. پژوهش حاضر، به روش مطالعه موردی، بر پایه داده های حاصل از اسناد کتابخانه ای و مشاهده میدانی، به تحلیل، تبیین و دسته بندی انواع شفافیت در ساختار فضایی معماری ایران می پردازد.یافته های این تحقیق نشان می دهد که شفافیت فضایی در معماری ایرانی متنوع است.این کیفیت ادراکی فضا، به دو صورت حرکتی/ ادراکی و بصری/ ادراکی قابل دسته بندی است. معماران ایرانی، با عناصری هم چون فخرومدین، شناشیل، هورنو، شباک و روزن، به شفافیت بصری/ادراکی، و با عناصر دیگری نظیر حیاط، ایوان و گنبدخانه، به شفافیت حرکتی/ادراکی دست پیدا کرده اند. عناصر شفافیت بصری/ ادراکی، علاوه بر عملکرد خود، سبب نورانیت، تداوم بصری و درک همزمان درون و بیرون فضا می شود، درحالی که شفافیت حرکتی/ادراکی، گشایش، سبکی، تسلسل، یکپارچگی و پیوستگی فضا را به همراه دارد، و انسان همواره فضا را تعریف شده، ولی بی پایان احساس می کند. در نتیجه، معماری ایرانی، به ویژه در دوران صفوی، واجد تسلسل و در عین حال پیوستگی فضایی است. این پیوستگی فضایی، همواره آدمی را در درون فضایی که تعریف شده قرار می دهد.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *