عنوان مقاله:
به کارگیری روش تحقیق روایتی در ارزیابی هویت مکان
نویسنده(گان):
مهران علی الحسابی

راضیه رضازاده

سلمان مرادی

تاریخ انتشار:
شماره ۱۱ ، بهار و تابستان ۱۳۹۵
نشریه:
نامه معماری و شهرسازی / شماره صفحه مقاله: ۶۸-۵۱
کلمات کلیدی:
هویت ؛ مدیریت توسعه شهری ؛ پویایی سیستم ؛ مدلسازی
لینک مقاله:
https://www.magiran.com/paper/1556113
چکیده:
مفهوم هویت مکان در نیمه دوم قرن بیستم در ادبیات طراحی و برنامه ریزی شهری مورد توجه قرار گرفت. اما مسئله مهم آن است که تعد اد محدود ی از نوشته های موجود، چارچوبی برای بررسی کاربردی این مفهوم در اختیار قرار می د هند. هدف مقاله حاضر ارائه چارچوب تحقیقی- تحلیلی با رویکرد ی کاربردی در مورد این مفهوم بود ه که در سه بخش کلی تدوین شده است. در بخش اول، تلاش شده تعریفی از هویت مکان، فرآیند شکل گیری و عناصر شکل د هند ه آن ارائه شود. در بخش دوم، طرح تحقیق در هویت مکان بر اساس روش شناسی مطالعه گفتمان، روش تحقیق روایتی و چارچوب تحلیلی بر اساس روش تحلیل گفتمان برای به کارگیری در ارزیابی هویت مکان تبیین شده است و شهر جدید فولادشهر به عنوان نمونه مورد مطالعه و با هدف آزمون چارچوب تحقیقی-تحلیلی پیش گفته انتخاب شده است. در بخش سوم، داده های جمع آوری شده در مورد هویت فولادشهر در دو سطح ۱) تحلیل اولیه و ۲) تحلیل یکپارچه بررسی و نتایج به دست آمده ارائه شده اند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که عناصر مختلف هویت مکان در فولادشهر به لحاظ وضعیت در دو دسته کلی قرار می گیرند: ۱) عناصر دارای ظرفیت مثبت و قابل تبد یل به عناصر برجسته هویت مکان و ۲) عناصر دارای بحران. عناصر دارای بحران خود دارای گونه بندی شامل عناصر دارای بحران هم جهتی منفی، بحران داخلی و بحران خارجی هستند.

 

عنوان مقاله:
تحلیل عوامل هویت بخش در محلات قدیم شهری با نشانه های مذهبی (مطالعه موردی: محله شاهزاده ابراهیم اصفهان)
نویسنده(گان):
احمد شاهیوندی

افسانه طالبی

تاریخ انتشار:
دوره ۷ ، شماره ۱۳ ، بهار و تابستان ۱۳۹۶
نشریه:
مرمت و معماری ایران / شماره صفحه مقاله: ۱۸-۱
کلمات کلیدی:
هویت ؛ محله ؛ اماکن مذهبی ؛ محلات شهری ؛ مدل سازی معاملات ساختاری
لینک مقاله:
https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=357265
چکیده:
اماکن مذهبی یکی از نشانه های شهری هستند که در پویایی، خوانایی و تعلقداشتن به محلات شهری موثرند. نشانه ها و عناصر کالبدی (مساجد، معابر، پل ها و مدارس) شهر اصفهان که به مرور زمان و با تاثیر از فرهنگ ایرانی شکل گرفته، نقش موثری در اصالت و غنای فرهنگی این شهر داشته است؛ ولی با این وجود بسیاری از نشانههای فرهنگی آن فراموش شده است. این پژوهش با هدف شناسایی شاخص های هویت بخش، نحوه ارتباطشان با هم و چگونگی اثرگذاری آنها بر هم در محله شاهزاده ابراهیم انجام شده است. نگارندگان جویای تعیین شاخص های هویت بخش این محله و اثرگذاری آنها بر روی یکدیگر هستند. روش پژوهش در این مقاله توصیفی و تحلیلی است. داده ها از طریق توزیع ۳۰۰ پرسشنامه در بین ساکنان محله جمع آوری شده اند. برای سنجش تاثیر شاخص های هویت بخش و ارتباط بین آنها از روش مدل سازی معادلات ساختاری در محیط نرمافزار آموسگرافیک استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که وضعیت معیارهایی چون تعهد، دلبستگی، احساس مالکیت، تعامل و ارتباط مردم با یکدیگر – از نظر عامل اجتماعی- در فضای امامزاده مناسب است. بار عاملی برخی متغیرها از نظر عملکردی نسبت به متغیرهای دیگر پایینتر است. عاملهایی چون صمیمیت فضای امامزاده و استفاده ساکنین از این فضا مناسبتر و بار عاملی متغیرها در ابعاد کالبدی، کیفیت بصری، نوع مصالح، تزئینات و الگوی معماری اسلامی رضایت بخش تر است. با اینکه بار عاملی پاکیزگی معابر و حیاط برای مسائل زیست محیطی زیاد است؛ اما محیط امامزاده کمبود فضای سبز دارد. بیشترین بار عاملی و همبستگی برای شاخص ادراکی به قدرت دعوت کنندگی امامزاده و احساس خوب، آرامش و آسایش حاصل از آن مربوط است. اهمیت متغیر آدرسدادن (با استفاده از موقعیت مکانی امامزاده) نسبت به سایر متغیرهای موجود بسیار کم است. ارتباط بین عامل ها نشان می دهد که عامل اجتماعی بر عامل های زیست محیطی، کالبدی و ادراکی؛ عامل زیست محیطی بر عاملهای کالبدی و عملکردی؛ و عامل کالبدی نیز بر عامل ادراکی تاثیرگذار هستند.

 

عنوان مقاله:
معیارهای زیبایی شناسانه نما و بدنه های مطلوب شهری با تاکید بر هویت بومی
نویسنده(گان):
زهرا عباسی
تاریخ انتشار:
دوره ۱۶ ، شماره ۴۷ ، تابستان ۱۳۹۶
نشریه:
مدیریت شهری / شماره صفحه مقاله: ۲۷۶-۲۵۵
کلمات کلیدی:
هویت ؛ بوم ؛ نشانه های شهری و نما ؛ عملکرد جداره ها ؛ زیبایی شناسی
لینک مقاله:
https://www.sid.ir/fa/Journal/ViewPaper.aspx?id=488851
چکیده:
با توجه به رابطه فعالیت های انسان با فرهنگ، شهر بستری است که در آن فرهنگ از طریق فعالیت ها و ارتباطات انسانی به جریان در می آید. کالبد شهر، بالأخص نماهای شهری به بازنمایی این رابطه پرداخته و ارزش ها را عینیت می بخشند. در این راستا توجه شهرداری ها، سازمان های نظام مهندسی و دیگر ارگان های موثر در طراحی نمای ساختمان ها با هویت ایرانی اسلامی و تلاش این ارگان ها در جهت هماهنگ سازی نماهای شهری و توجه به طرح های راهبردی به جای طرح های ساختاری در طراحی نماهای شهری ضروری است. این پژوهش به بررسی محور میدان مطهری تا تقاطع حجت در شهر قم که از خیابان های مرکزی و اصلی مجاور با حرم مطهر می باشد، پرداخته است و با استفاده از روش تحقیق ترکیبی و آمیخته ای از روش های کمی و کیفی بررسی را صورت داده است. متاسفانه این محور با وجود بناهای شاخص دارای ویژگی های مناسب در طراحی نما و شکل دهی به منظر شهری نبوده است. با توجه به اینکه منظر شهری تنها به کالبد شهر و اجزای آن مربوط نبوده، بلکه به درک شهروندان از شهر نیز بستگی دارد. از این رو در این تحقیق، منظر شهری از سه منظر عملکردی، هویتی و زیباشناسانه مورد بررسی قرار می گیرد. در نهایت به ارائه راهکارها و تبیین عوامل موثر بر شکل گیری نما و منظر شهری اشاره می گردد.

 

عنوان مقاله:
رشد اقتصادی و توسعه شهری از طریق بازآفرینی خانه های ارزشمند تاریخی
نویسنده(گان):
محمد مهدی مولایی

رسول سلیمانی

تاریخ انتشار:
دوره ۷ ، شماره ۳ ، ۱۳۹۶
نشریه:
نقش جهان / شماره صفحه مقاله: ۱۰۴-۹۵
کلمات کلیدی:
نوسازی و بازآفرینی ؛ اقتصاد ؛ خانه های تاریخی ؛ رشد اقتصادی ؛ توسعه شهری و گردشگری
لینک مقاله:
https://bsnt.modares.ac.ir/article-2-3919-fa.html
چکیده:
بافت های تاریخی شهرهای ایرانی تجلی گاه ارزشها و سنتهای دیرین ما می باشند و حفظ و احیا آن ها می تواند منبع فرهنگی – اجتماعی با ارزشی را برای نسل های بعدی به یادگار گذارد. آنها نمودی از خرد جمعی نیاکان ما می باشند که توانسته اند چنین ساختارهایی را که ترکیبی از علم، دانش، هنر و تجربه می باشند را برای ما به ارمغان گذارند. پرداختن به این میراث ارزشمند در واقع ما را به استفاده از تجربیات غنی گذشتگان رهنمود می سازد و می تواند ضامن تداوم فرهنگی که در گرو تداوم تاریخی است باشد. خانه های تاریخی ایرانی که همانند گوهری در بافت های تاریخی ارزشمند جلوه گر هستند، عصار های از تاریخ زندگی، هنر، اعتقادات، آداب و رسوم و سبک زندگی ایران اسامی ما محسوب می شوند و به نوعی می توان آنها را موز های از تمامی آداب فرهنگی، اجتماعی نسل های قدیم به شمار آورد. امروزه با احیا و بازآفرینی این میراث ارزشمند می توان عاوه بر پاس داشت فرهنگی و تاریخی این آثار و تبلیغ این آداب در بین شهروندان، محرک های اقتصادی را در سطح شهر بوجود آورد که موجب رشد اقتصادی و توسعه شهری گشته و گروه های اقتصادی مناسبی را برای ارتقا درآمدهای شهری و رشد صنعت توریسم و گردشگری که امروزه جزء مهمترین اصول در جذب سرمایه و گردش مالی از آن یاد می شود، بوجود آورده در ادامه از طریق مطالعه تجربیات کشورهای موفق جهان در این حوزه می توان مدل مفهومی مناسبی را برای بازآفرینی خانه های ارزشمند تاریخی و ایجاد تحرک اقتصادی (کارآفرینی شهری) تبیین نمود. روش تحقیق این پژوهش از نوع توصیفی بوده و جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی (نظرسنجی، مصاحبه، برداشت سایت ) می باشد. در نهایت اطلاعات بدست آمده از روش کیفی تجزیه و تحلیل شدند و ارتباط آنها مورد سنجش قرار گرفت. نتایج حا کی از آن است که بین رشد اقتصادی و بازآفرینی خانه های تاریخی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد.

 

عنوان مقاله:
مدل مدیریت تعارض ذینفعان بازآفرینی شهری برپایه حکمروایی همکارانه
نویسنده(گان):
اندیشه آریانا

محمود محمدی

غلامرضا کاظمیان

تاریخ انتشار:
دوره ۱۱ ، شماره ۲۱ ، پاییز و زمستان ۱۳۹۷
نشریه:
نامه معماری و شهرسازی / شماره صفحه مقاله: ۱۴۳-۱۲۳
کلمات کلیدی:
نوسازی و بازآفرینی ؛ تعارض بین ذینفعان ؛ مدیریت تعارض ؛ حکمروایی همکارانه    
لینک مقاله:
https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=483433
چکیده:
تعارض های بین ذینفعان بازآفرینی شهری موجب ناسازگاری، اختلاف نظر، ناهماهنگی در درون یا بین ذینفعان است که عدم مدیریت آن، مانع بهره گیری از ظرفیت کامل مشارکت و درنتیجه موجب عدم تحقق بازآفرینی شهری می شود. از این رو، شناخت تعارض های موجود بین ذینفعان و ارائه الگوی مدیریت تعارض متناسب از اهمیت بسزایی برخوردار است. شناخت مؤلفه های تأثیرگذار بر مدیریت تعارض ذینفعان بازآفرینی شهری مبتنی بر رهیافت حکمروایی همکارانه، موجب تنظیم روابط متقابل میان ذینفعان (دولت ملی، اجتماع محلی، بخش عمومی و خصوصی) می شود و با بهره گیری از هم رأیی حاصل از این رهیافت، اتحاد و قدرت اجرایی ذینفعان درگیر، بیشتر و زمینه تحقق اهداف بازآفرینی اجتماع محلی فراهم می گردد. هدف این مقاله، ارائه مدل مفهومی «مدیریت تعارض ذینفعان بازآفرینی شهری بر پایه حکمروایی همکارانه» است. به منظور دستیابی به این مدل، مفاهیم پایه، شامل طراحی نهادی بازآفرینی شهری، رهیافت های مدیریت تعارض و حکمروایی همکارانه که بر تعارض بین ذینفعان بازآفرینی اجتماع محلی و روابط متقابل بین ذینفعان تأثیرگذار است، تبیین شده و عناصر و اجزای مرتبط با هرکدام و روابط حاصل از آن مشخص شده است. برپایه مدل پیشنهادی، پس از شناخت انواع تعارض بین ذینفعان اجتماع محلی، یعنی تعارض های شناختی، منافع، هنجاری، رفتاری، متناسب با سبک های مختلف مدیریت تعارض اعم از رقابت، همکاری، سازش، اجتناب، مصالحه، وضعیت هریک از انواع تعارض در روند مدیریت مداخله ی طرح بازآفرینی شهریِ اجتماع محلی مشخص می شود. متغیرهای اعتماد، درک، مشروعیت و تعهد از اساسی ترین مؤلفه های تأثیرگذار در فرآیند همکارانه است که در نهایت موجب ظرفیت سازی نهادی و اثربخشی فرآیند حکمروایی همکارانه در مدیریت مؤثر تعارض بین ذینفعان بازآفرینی در اجتماع محلی می شود.
  عنوان مقاله:
تحلیل کیفیت باز آفرینی فضا عمومی شهری برمبنای رضایتمندی کاربران فضا
نویسنده(گان):
احسان درستکار

حمید ماجد(نویسنده مسئول)

تاریخ انتشار:
دوره ۷ ، شماره ۱۱ ، دی ۱۳۹۵
نشریه:
معماری و شهرسازی ایران / شماره صفحه مقاله: ۳۹-۲۹
کلمات کلیدی:
بازآفرینی ؛ رضایتمندی کاربران فضا ؛ میدان شهری ؛ فضای عمومی
لینک مقاله:
http://www.isau.ir/article_62015.html
چکیده:
باز آفرینی میدان به عنوان یک فضای عمومی می تواند از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد. یکی از مسائل اصلی که در این میان وجود دارد، تغییر فضای بوجود آمده در میدان، به واسطه ی تخریب و اجرای عملیات عمرانی و بازآفرینی مجدد میدان می باشد که فضای بوجود آمده جدید تا چه حد نیازهای کاربران فضا را در ابعاد مختلف شامل ارتباطی، اجتماعی، فرهنگی، دسترسی و غیره فراهم می کند .فرضیه و سوال تحقیق پیشرو می تواند به این موضوع بپردازد که، فضای ایجاد شده یا باز آفرین شده تا چه حد رضایت کاربران فضا را به همراه داشته است و توانسته کیفیت فضا را ارتقاء دهد؟ هدف تحقیق حاضر بررسی رضایتمندی کاربران فضا از بازآفرینی فضای عمومی شهری به مرکزیت میدان منیریه است. رویکرد حاکم بر این پژوهش روش پیمایشی با استفاده از پرسشنامه می باشد. علاوه بر این، به منظور تقویت پایه های نظری و دقت در گردآوری اطلاعات از روش های مطالعه اسناد و مدارک، نیز استفاده شده است. برای سنجش روایی از روش روایی صوری و برای آزمودن پایایی از روش آلفای کرونباخ استفاده گردیده است. میدان منیریه که به عنوان نمونه موردی درنظر گرفته می شود، یک فضای عمومی شهری می باشد، که به دلیل قرار گیری در مرکز شهر تهران و نزدیکی به بازار، از نظر ارتباطی و هم از نظر فعالیت ها و مشاغل جایگاه خاصی را دارد. از طرفی هم علاوه بر ساکنین محدوده، پذیرای تعداد زیادی افراد از بیرون به درون محدوده می باشد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان می دهد که، متغییرهای مستقل به طور کلی حدود ۴۳ درصد از تغییرات متغییر وابسته را تبیین می کنند. به طوری که، نفوذپذیری به میزان ۴۳ درصد، ادراک شخصی به میزان ۳۲ درصد، غنا به میزان ۳۰ درصد، تنوع به میزان ۲۲ درصد، خوانایی به میزان ۲۱ درصد، رونق و وسعت به میزان ۱۵ درصد و مقتضیات بصری به میزان ۱۴ درصد تاثیر داشته اند. بنابراین نتایج تحقیق بیانگر این است که، کاربران از فضای ایجاد شده به نسبت زیاد و خیلی زیاد رضایت دارند. بجز متغییر غنا که در بررسی نظرات کاربران فضا نشان داد با افزایش غنا، رضایتمندی کاربران از فضا کاسته می شود، با افزایش متغییرهای دیگر شاهد افزایش رضایتمندی کاربران از فضای عمومی بازآفرینی شده میدان منیریه تهران خواهیم بود.
عنوان مقاله:
تحلیل مناسبات میان‌ نهادی در مدیریت بازآفرینی شهری پایدار بافت‌های فرسوده
نویسنده(گان):
محمدعلی فیروزی

سعید امان پور

جواد زارعی

تاریخ انتشار:
دوره ۸ ، شماره ۲۹ ، زمستان ۱۳۹۷
نشریه:
مطالعات شهری / شماره صفحه مقاله: ۳۰-۱۹
کلمات کلیدی:
نوسازی و بازآفرینی ؛ بافت فرسوده ؛ مدیریت بازآفرینی شهری ؛ سرمایه اجتماعی میان نهادی  
لینک مقاله:
http://urbstudies.uok.ac.ir/article_61005.html
چکیده:
از تشریک مساعی نهادی در مدیریت شهری  با عنوان ماحصل فعالیت‌های درون و میان نهادی سازمان های شهری یاد می شود که مکمل عمل جمعی بوده و در فرآیند مدیریت شهری دارای ویژگی های اعتماد، همکاری، مشارکت، تعامل، تسهیل گری و انسجام است. دراین راستا موجبات شکل گیری نقش کنشگران مدیریت بازآفرینی شهری پایدار در حوزه­های سیاست گذاری اجرایی، مدیریت اجرایی، توسعه گری اجرایی و تسهیل گری و تعامل نهادی می شود. پژوهش حاضر به بررسی ظرفیت تشریک مساعی میان­نهادی مدیریت بازآفرینی بافت­های فرسوده شهرهای ایران به صورت عام و کلانشهر اهواز به صورت خاص می­پردازد. جامعه آماری این پژوهش اعضای ستاد بازآفرینی شهری پایدار  است. روش پژوهش از نوع توصیفی _تبیینی با رویکرد تحلیل کمی و کیفی است و به همین منظور اطلاعات مورد  نیاز بر پایه رجوع به اسناد معتبر علمی، برداشت های میدانی و پرسشنامه از کارشناسان و مصاحبه با مدیران نهاد های عضو ستاد بازآفرینی بافت های فرسوده شهری به عنوان کنشگران مدیریت بازآفرینی شهری کلانشهر اهواز جمع آوری شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تکنیک­های آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون چندمتغیره در غالب نرم­افزار SPSS و همچنین از نرم افزار تحلیل شبکه­های اجتماعی UCI NET برای تجزیه و تحلیل مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام گرفته، استفاده شده است. نتایج بیانگر این است که با توجه به نقش هر کنشگر، باید ارتقای ظرفیت های نهادی، متناسب با ضرورت ها و الزامات تحقق بازآفرینی شهری پایدار به عنوان پیش فرض در نظر گرفته شود و با استفاده از رویکرد نونهادگرایی تلاش اصلی بر استفاده از ظرفیت­های تعاملی و تشریک مساعی مبتنی بر ارتباط و همکاری میان کنشگران، در مقابل ایجاد ساختارهای جدید باشد. به منظور تحقق رهیافت مدیریت یکپارچه در بازآفرینی شهری پایدار در سطح کلانشهر اهواز ضروری است هر کدام از کنشگران این حوزه در رهیافتی مشارکتی، وضعیتی متناسب با منابع قدرت و علایق و منافعی که دارند ایفای نقش نمایند. در این راستا تنظیم روابط متقابل میان کنشگران و همکاری میان آنها باید مبتنی بر برنامه بلندمدت و در نظر گرفتن منافع عمومی باشد.
عنوان مقاله:
تأثیر زمان تخلیه در برنامه ریزی مدیریت ایمنی آتش سوزی در دو ساختمان بلندمرتبه مسکونی
نویسنده(گان):
علیرضا فلاحی

محمدرضا حافظی

عاطفه امیدخواه

تاریخ انتشار:
دوره ۱۱ ، شماره ۲۵ ، زمستان ۱۳۹۷
نشریه:
معماری و شهرسازی آرمان شهر / شماره صفحه مقاله: ۱۳۶-۱۲۵
کلمات کلیدی:
نظریه برنامه ریزی _ سیستمی ؛ امنیت ؛ مدیریت ایمنی ؛ ساختمان های بلند مسکونی ؛ تخلیه اضطراری ؛ زمان تخلیه
لینک مقاله:
https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?ID=490576
چکیده:
توجه ویژه به مقوله ایمنی در برابر آتش سوزی در ساختمان های بلندمرتبه که تعداد زیادی جمعیت را در خود جای می دهند حائز اهمیت است. به دلیل چالش های منحصر به چنین ساختمان هایی، تأمین ایمنی این بناها نیازمند انجام برنامه ریزی و مدیریت ایمنی است. یکی از اصلی ترین موضوعات مورد توجه انجام تخلیه اضطراری ایمن و به موقع می باشد. پژوهش حاضر، به معرفی مفهوم «زمان تخلیه» در قالب دو بازه «زمان تأخیر» و «زمان حرکت» پرداخته است. بدین منظور بازه زمانی تأخیر پیش از شروع حرکت به دو روش، و بازه زمانی حرکت به سه روش برای دو ساختمان بلندمرتبه مورد مطالعه محاسبه شده و مقدار بیشینه نتایج به دست آمده از هریک، انتخاب و با هم جمع شده و به عنوان زمان کلی تخلیه درنظر گرفته شده است. سپس از طریق ترسیم خط زمان برای هر ساختمان و مراجعه به مؤلفه های اثرگذار در روشی که زمان بیشینه را نتیجه داده اند، عوامل مؤثر در افزایش زمان تخلیه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد به دلیل نبود ساختاری منسجم برای عهده دار شدن مسئولیت های مرتبط با ایمنی در ساختمان های بلند مسکونی، نگهداری نامناسب تجهیزات ایمنی، در هنگام رخداد آتش سوزی به علت تأخیر زمانی در شروع تخلیه ساکنان میزان زیادی از زمان موجود برای فرار را از دست خواهند داد و علاوه بر آن در هنگام خروج نیز با مسائلی چون حرکت کند جمعیت، مسدود شدن راه های خروج به دلیل کاهش عرض مفید و ورود دود و گازهای سمی به آن ها مواجه خواهند شد. نتیجه گیری نشان می دهد که تسریع فرآیند تخلیه اضطراری صرفاً به مفهوم حرکت سریع تر افراد در خروج نیست، بلکه با به حداقل رساندن زمان تأخیر پیش از تخلیه از طریق آموزش و مانور و انجام واکنشی سریع تر از طرف ساکنان و نیز کاربرد آسانسورها می توان ایمنی آتش را در تخلیه اضطراری افزایش داد.
عنوان مقاله:
بررسی نشانه شناختی مکتب اصفهان در شهرسازی و معماری
نویسنده(گان):
سید محمد حسین رضوی نیا
تاریخ انتشار:
دوره ۱۷ ، شماره ۵۰ ، بهار ۱۳۹۷
نشریه:
مدیریت شهری / شماره صفحه مقاله: ۶۳-۴۷
کلمات کلیدی:
نشانه های شهری و نما ؛ رنسانس ؛ مکتب اصفهان
لینک مقاله:
https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?ID=483883
چکیده:
در عصر صفوی و با رونق گرفتن هنر و معماری، معماران عصر صفوی کوشیدند تا با حفظ ویژگی های معماری ایرانی، نوآوری هایی را در زمینه معماری به انجام برسانند. از جمله این ویژگی ها می توان به افزایش بار بصری در تدوین فضای شهری، دادنِ نقش نمادین به بناهای دارای کاربرد همگانی و گسترش ارتفاع بناهای عمومی و بخشیدن بار بصری ویژه به آنها اشاره نمود. در این مقاله به بررسی نشانه شناختی مکتب اصفهان در شهرسازی و معماری پرداخته می شود. روش تحقیق این پژوهش، «توصیفی-تحلیلی» است که با ابزار گرداوری داده مشتمل بر مطالعات کتابخانه ای بهره برده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که در عصر صفوی که عصر اعتلای معماری ایران به شمار می آید، شیوه اصفهانی، محمل بسیاری از تحولات و نوآوری ها در معماری ایرانی گشته است. در این دوران آثار بی شمار معماری ساخته شده در قالب مجموعه ها و تک بناها، هریک واجد ارزش هایی به لحاظ طرح معماری، تزئینات و غیره است و انطباق بسیاری میان معماری و شهرسازی این عصر برقرار است به-گونه ای که شهر و بنا در ادراکی پیوسته قرارمی گیرند. معماری مکتب اصفهان، از عقاید عرفانی حاکم بر این عصر بهره جسته و در طرحی دقیقاً پیش بینی شده، ساختاری هماهنگ را تشکیل داده که هر جزء از اجزاء آن، در مجموعه کلان ترِ شهر، در ارتباطی معنادار با سایر اجزاء قرار می گیرد به گونه ای که اجزاء مفهوم خود را از نسبت با کل دریافت کرده و کل نیز در معنای خود وابسته به اجزاء است. این نیز مربوط به روابط همنشینی است که در آن، اهمیت روابط جز به کل را برجسته می گردد.
عنوان مقاله:
بررسی عوامل تاثیرگذار در تبدیل فضای اجتماعی به المان و نشانه شهری از منظر هویت و خاطره جمعی
نویسنده(گان):
طاهره عدالت

فضل اله پژواک

تاریخ انتشار:
دوره ۱۶ ، شماره ۴۹ ، زمستان ۱۳۹۶
نشریه:
مدیریت شهری / شماره صفحه مقاله: ۹۷-۷۷
کلمات کلیدی:
نشانه های شهری و نما ؛ هویت ؛ منظر ؛ فضای اجتماعی ؛ خاطرات جمعی ؛ المان شهری    
لینک مقاله:
https://www.sid.ir/Fa/Journal/ViewPaper.aspx?ID=483674
چکیده:
شهر بی خاطره شهری است که با پدیده بحران هویت مواجه می باشد. وقایع در شهر خاطرات را می سازند و برای ایجاد آنها نیاز به فضا دارند. فضاهای خاطره ساز که قبلا در شهرهای ما وجود داشتند تنزل کیفیت یافته اند. از این رو با کاهش بسترهای مناسب برای شکل گیری خاطرات جمعی در شهرهای امروز مواجه شده و معدود فضاهایی از گذشته وجود دارند که با تغییر کاربری به مرور زمان تبدیل به نشانه های شهری شده اند تا خاطرات جمعی شهرها را حفظ می کنند. از این رو تحقیق حاضر در پی اثبات این است که المان های شهری می توانند با بکار گیری فاکتورهای مؤثر در طراحی تبدیل به نشانه های شهری شوند و نقش موثری در شکل گیری و ثبت خاطرات جمعی داشته باشند. این پژوهش با استفاده از منابع موجود به بررسی چند نمونه فضای شهری شهر شیراز که تبدیل به نشانه های شهری خوب با رویکرد خاطره پذیری شده اند، پرداخت. همچنین نشان می دهد فضاهایی هستند که به هویت بخشی شهرها کمک می کنند و با وجود کاربری متفاوتشان تبدیل به یک المان و نشانه شهری خوب شده اند و خاطرات جمعی شهرها را زنده نگه می دارند. در اینجا ابتدا مفهوم فضای اجتماعی بیان می شود، پس از آن هویت و فضای شهری مطرح می گردد. سپس المان شهری و اهمیت و نقش آن مورد بررسی قرار می گیرد. بعد از آن مفهوم خاطره جمعی، خاطره تاریخی و نشانه شهری بیان می گردد و دو بنای ارگ کریم خان در محور زندیه شیراز و دروازه قرآن در ورودی شمال شرقی شیراز مورد بررسی قرار می گیرند. در نهایت یک پرسشنامه تهیه گردید و پس از پخش آن در این دو محل، جمع آوری شد. در آخر نیز داده ها و اطلاعات به دست آمده در نرم افزار spss قرار گرفت و نتایج مطلوبی حاصل گردید.