عنوان مقاله:
تبیین عوامل مؤثر بر شکل گیری حس تعلق اجتماعی در مجموعه های مسکونی محصور (مورد مطالعاتی: مجموعه های مسکونی شهر همدان)
نویسنده(گان):
رامین مدنی

علیرضا عینی فر

بروس جاد

محمد جلیلی

تاریخ انتشار:
دوره ۱۱ ، شماره ۲۵ ، زمستان ۱۳۹۷
نشریه:
معماری و شهرسازی آرمان شهر /  شماره صفحه مقاله: ۱۷۶-۱۶۳
کلمات کلیدی:
احساس تعلق ؛ مسکن ؛ فضای عمومی ؛ مجموعه مسکونی محصور ؛ محدوده سخت
لینک مقاله:
https://www.sid.ir/Fa/Journal/ViewPaper.aspx?ID=490583
چکیده:
از چند دهه پیش تاکنون، ظهور و گسترش مجموعه های مسکونی برنامه ریزی شده با محدوده های سخت و قابل کنترل، به نام مجموعه های مسکونی محصور و بحث درخصوص پیامدهای اجتماعی زندگی در آن ها، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. در ادبیات مسکن سازی، اختلاف های زیادی در خصوص ادراک حس تعلق اجتماعی، به عنوان شاخصی برای کیفیت زندگی اجتماعی ساکنان مجموعه های مسکونی محصور وجود دارد. مطالعات نشان می دهند که مجموعه های مسکونی محصور می توانند هم موجب افزایش و هم کاهش حس تعلق اجتماعی شوند. با توجه به کارکردهای مهم حس تعلق اجتماعی، این پژوهش سعی کرده است نگاه دقیق تری به عوامل مؤثر بر شکل گیری و ارتقاء آن در مجموعه های مسکونی محصور داشته باشد. در این تحقیق، با استفاده از روش پیمایش و بهره گیری از شیوه نمونه گیری خوشه ای و توزیع پرسش نامه، حس تعلق اجتماعی ۳۶۰ نفر از ساکنان بالای بیست سال، سه مجموعه مسکونی محصور در شهر همدان تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد متغیرهای پیوند اجتماعی محلی، اعتماد و کنترل اجتماعی، احساس امنیت، مدت اقامت، استفاده از فضای عمومی و وجود کاربری های مختلط، رابطه معناداری با حس تعلق اجتماعی دارند. مطابق نتایج تحقیق، میزان حس تعلق اجتماعی در میان ساکنان مجموعه های مسکونی مطالعه شده، در حد بالایی نیست. نتیجه تحقیق، تأییدکننده آن دسته از دیدگاه های مخالف در ادبیات است، که بر روی هزینه های اجتماعی مجموعه های مسکونی محصور تأکید می کنند. بر این اساس، مجموعه های مسکونی محصور می توانند یک مانع در برابر تعامل باشند و ممکن است بر مشکلات ایجاد شبکه های اجتماعی که فرصتی برای فعالیت های اجتماعی و اقتصادی فراهم می آورند، بیفزایند.
عنوان مقاله:
ارزیابی عوامل حس تعلق به مکان در بهبود کیفیت زندگی ساکنان خانه سالمندان
نویسنده(گان):
عباس ذکری

سمانه جمالزاده

تاریخ انتشار:
دوره ۱۱ ، شماره ۲۵ ، زمستان ۱۳۹۷
نشریه:
معماری و شهرسازی آرمان شهر /  شماره صفحه مقاله: ۳۰۰-۲۹۳
کلمات کلیدی:
احساس تعلق ؛ سالمندان ؛ کیفیت زندگی ؛ مکان
لینک مقاله:
http://www.armanshahrjournal.com/article_85134.html
چکیده:
بدون شک افزایش جمعیت سالمندان یکی از مهم‌ترین چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی در قرن بیست و یکم به‌شمار می‌رود و این چالش مهم مسئولان را بر آن می‌دارد که به کیفیت زندگی این افراد در خانه سالمندان که اغلب مورد غفلت واقع می‌شوند اهمیت بیشتری دهند. وقتی سکونت در سرای سالمندان ضرورت یابد، سالمند اغلب احساس طرد شدن و جدایی می‌کند. اگر سالمند احساس کند به خاطر ارزش کم و بهای اندک دور انداخته شده است، عکس‌العمل ‌طبیعی فرد این است که دچار احساس منفی شود. این افراد اغلب احساس بی‌اهمیتی، بی‌علاقگی و بی‌مهری می‌نمایند. با توجه به تأثیر متقابل انسان، بر فضا و فضا بر انسان این مسأله پیش می‌آید که چگونه در خانه سالمندان می‌توان حس تعلق به مکان را افزایش داد که مزایای آن آرامش، احساس امنیت و برگشت احساسات نابود شده و تغییر تلقی فرد و جامعه از این مکان‌هاست. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی است که همبستگی عوامل شکل‌دهنده حس تعلق به مکان و کیفیت زندگی سالمندان مقیم خانه‌های سالمندی شیراز مد‌نظر است، بدین منظور عوامل شکل‌دهنده حس تعلق به مکان که شامل عوامل ادراکی- شناختی، عوامل اجتماعی و عوامل محیطی- کالبدی است در سه فرضیه مورد آزمون قرار گرفته است. حس تعلق به مکان که عامل مهم در شکل‌گیری پایه‌های ارتباطی استفاده‌کنندگان و محیط می‌باشد، نهایت منجر‌به ایجاد محیط‌های با کیفیت خواهد شد. ویژگی‌های کالبدی نظیر (فرم، رنگ، اندازه، شکل، مقیاس و بافت) و عوامل ادراکی- شناختی و همچنین فعالیت‌های اجتماعی نقش مهم و مؤثر در شکل‌گیری حس تعلق در خانه سالمندان دارند.
عنوان مقاله:
سنجش اجتماع پذیری محیط شهری از طریق تطبیق نقشه های شناختی و نقشه های پیکره بندی فضایی
نویسنده(گان):
سعید علی تاجر

پوریا سعادتی وقار

احمد حیدری

امیرمحمد فرخی

حسن سجاد زاده

تاریخ انتشار:
دوره ۱۲ ، شماره ۲۷ ، تابستان ۱۳۹۸
نشریه:
معماری و شهرسازی آرمان شهر /  شماره صفحه مقاله: ۱۰۹-۹۹
کلمات کلیدی:
اجتماع پذیری ؛ محیط شهری ؛ پیکره بندی فضایی ؛ نقشه شناختی
لینک مقاله:
https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?ID=491325
چکیده:
حضور و تعاملات اجتماعی مردم در فضاهای عمومی معماری و شهری، اجتماع پذیری فضا ها را رقم می زند. در پژوهش حاضر، سنجش اجتماع پذیری فضا های عمومی شهری موضوع بحث است. کیفیت اجتماع پذیری، خصلت جدایی ناپذیر فضا های عمومی شهری است؛ اما در برخی از فضا های عمومی شهری کمرنگ شده یا از بین رفته است. مقاله حاضر در راستای پاسخ به این پرسش که: سنجش اجتماع پذیری محیط با تمرکز بر دو رویکرد انسانی و محیطی چگونه و با چه اجزایی صورت می گیرد، شکل گرفت. بدین منظور، محله عودلاجان تهران به عنوان مورد مطالعاتی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. بستر های احتمالی شکل گیری تعاملات اجتماعی در این محله (از دو جنبه محیط محور و انسان محور) مورد ارزیابی واقع شد. در این پژوهش، ادبیات، مبانی نظری، شاخص های مورد بررسی و روش تحقیق مناسب با استناد به منابع دست اول جمع آوری و دسته بندی شدند. روش تحقیق مقاله حاضر، دو بخش شناختی و فضایی را شامل می شود. در بخش شناختی، با استفاده از اسناد و نقشه های موجود، نقشه محله تهیه شد که پس از بازدید های میدانی و مصاحبه با ساکنان محلی و غیرمحلی، یافته های شناختی گردآوری و به تولید نقشه های شناختی منجر شد. پیکره بندی فضایی محله نیز از طریق پارامتر های کمی روش چیدمان فضا مورد ارزیابی قرار گرفت. در نهایت از مقایسه داده های کمی و کیفی حاصله، به تحلیل اجتماع پذیری در محله عودلاجان اقدام شد. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که اصل قرار دادن مدلسازی رایانه ای نحو فضا در سنجش مفاهیم اجتماعی، مفید بوده اما کافی نیست و به منظور اقدامات کالبدی در جهت بهبود وضعیت اجتماعی بافت های شهری، نیاز است که از روش های مکملی همچون نقشه های شناختی نیز بهره گرفته شود.
عنوان مقاله:
تأثیر نیازهای انسانی بر دلبستگی به محیط کالبدی در مسکن و پیش بینی عوامل مؤثر در ارتقاء آن (مطالعه موردی: شهر تهران)
نویسنده(گان):
سعید علی تاجر

سمیرا اسدی بوالوردی

تاریخ انتشار:
دوره ۷ ، شماره ۲۶ ، بهار ۱۳۹۷
نشریه:
معماری و شهرسازی آرمان شهر /  شماره صفحه مقاله: ۷۴-۶۵
کلمات کلیدی:
احساس تعلق ؛ مسکن ؛ کالبدی ؛ نیازهای انسانی ؛ دلبستگی
لینک مقاله:
https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?ID=489327
چکیده:
در این پژوهش، تأثیر نیازهای انسانی بر میزان دلبستگی مردم شهر تهران به سکونتگاهشان مورد ارزیابی قرار گرفت. برای نزدیک ساختن کیفیت ساخت به نیازهای واقعی مردم از خانه، سؤال های پژوهش شکل گرفت: اولویت نیازهای اساسی کاربران در خانه کدام است؟ علت چیست؟ کدام عوامل در خانه نیازهای اساسی را مرتفع می سازد و برای ساکنین نسبت به سکونتگاهشان، ایجاد دلبستگی می نماید؟ آیا نیازهای اساسی انسان در خانه از همان مراتب اولویت مدل مازلو تبعیت می کند؟ فرضیه پژوهش بر این اصل است که نیازهای اولیه انسانی و به تعبیری نیازهای جسمانی و امنیت، باید طبق مدل پیشنهادی مازلو از اولویت بالایی بین ساکنین برخوردار باشد، اما جابه جایی بین دیگر نیازها با توجه به وجود فرهنگ های متنوع در شهر تهران با مهاجرت پذیری بالا وجود دارد. در این خصوص۴۳۰ پاسخنامه از بیش از ۱۰۰۰ پرسشنامه توزیع شده قابل بررسی شناخته شد. شاخص های این سنجش براساس نظریه هشاس۱ استخراج و سؤالاتی برای سنجش میزان تأمین نیازهای انسانی مدل مازلو براساس تحلیل استیل۲ در نظام های اجتماعی-کالبدی و مسائل طراحی، مطرح شد. هدف از طی این فرآیند، سنجش میزان رضایت مندی افراد از تأمین این نیازها با میزان دلبستگی به محل سکونت است. در پرسشنامه سؤالی مبنی بر اولویت بندی گزاره های مرتبط با مسائل سکونتگاه در مرتبه های مختلف نیاز انسانی طرح شد. این سؤال با ۱۸ گزینه اولویت بندی مرتبه نیازها در نظام های اجتماعی-کالبدی و مسائل طراحی را می آزماید. گستردگی تحلیل موارد مؤثر بر اولویت بندی نیازها منجربه بررسی تنها سه مرحله اول نیاز انسانی شد، نتایج این پژوهش نشان داد، سه گزاره اول نیازهای انسانی در دلبستگی به محل سکونت بیشترین تأثیر را دارد. این نیازها شامل نیازهای جسمانی (سرپناه، دسترسی به خدمات)، امنیت و احساس تعلق می باشد. این پژوهش عوامل مؤثر بر رفع این نیازها را به وسیله آزمون همبستگی پیش بینی کرده است. اما آن چیزی که همچنان پاسخ می طلبد، تأثیر دیگر مراحل نیازهای انسانی بر خانه است.